على محمدى خراسانى

63

شرح مكاسب (فارسى)

به همان نسبت داد و در ما نحن فيه شخص مكره مباشر است ولى آلتى در دست ظالم بيش نيست . و لذا فى الحقيقة نتوان اضرار به غير را به او نسبت داد بلكه سبب كه ظالم و مكره باشد اقوى است و به او نسبت داده مىشود ، پس شخص مكره تقصيرى ندارد و كسى نمىتواند بگويد : او به ديگرى ضرر رساند تا خود متضرّر نشود خير او مجبور است و لذا در اين صورت حديث رفع جارى مىشود . قوله : نعم : اگر در همين صورت هم شخص مكره به ديگرى ضرر نرساند و خود متحمل ضرر شود ايثار كرده و كار جوانمردانه‌اى كرده است و ضررى را كه متوجّه برادر دينىاش بود به خود برگرداند و ديگران را بر خود مقدّم داشته ، ولى شرعا تحمّل ضرر بر او واجب نيست و شارع مقدّس هم او را به چنين كارى ملزم نكرده است . قوله : و الامتنان : اگر بفرمائيد كه مكره به حكم رفع ما اكرهوا عليه حق دارد اضرار به غير بكند تا خود گرفتار ضرر نشود ، و اين در حق خود مكره امتنان است ولى در حقّ غير خلاف امتنان است و همان منافات كه رفع ما اضطروا بود اينجا هم مىآيد خواهيم گفت : هرامتنان بر بعضى كه قبيح نيست و هرخلاف امتنان بودن نسبت به بعض ديگر كه ممنوع نيست چون از اوّل ضرر متوجّه غير است و به مكره ربطى ندارد فلا مانع من جريان رفع ما اكرهوا عليه . قوله : كما انّه : ما نحن فيه شبيه فرضى است كه در خارج شخص ثالثى به نام زيد مثلا در صدد اضرار به شخص ديگرى است « مثلا بكر » و شما هم كه خالد هستيد ناظر صحنه هستيد و اصلا طرف اكراه نيستيد و ضرر از آغاز متوجه بكر است در اينجا